کشکول راز

کشکول راز

سعی شده مطالب مستندارائه گردد.کپی برداری وانتشار مطالب باذکر صلواتی برروح نویسنده آزاداست حکایت جواب چهار نفر به زاهد ⋆ کشکول راز | کشکول راز
افزونه جلالی را نصب کنید. 21 رجب 1442 Thursday, 4 March , 2021
4
حکایت جواب چهار نفر به زاهد

حکایت جواب چهار نفر به زاهد

  • کد پسـت : 700
  • 27 مارس 2020
حکایت جواب چهار نفر به زاهد
زاهدی گوید: جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد...

زاهدی گوید: جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد…

اول: مرد فاسدی از کنار من گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد. او گفت‌ای شیخ خدا می‌داند که فردا حال ما چه خواهد بود!

دوم :مستی دیدم که افتان و خیزان راه می‌رفت به او گفتم قدم ثابت بردار تا نیفتی. گفت تو با این همه ادعا قدم ثابت کرده‌ای؟

سوم :کودکی دیدم که چراغی در دست داشت گفتم این روشنایی را از کجا اورده‌ای؟ کودک چراغ را فوت کرد و ان را خاموش ساخت و گفت: تو که شیخ شهری بگو که این روشنایی کجا رفت؟

چهارم :زنی بسیار زیبا که درحال خشم از شوهرش شکایت می‌کرد. گفتم اول رویت را بپوشان بعد با من حرف بزن.

گفت من که غرق خواهش دنیا هستم چنان از خود بیخود شده‌ام که از خود خبرم نیست تو چگونه غرق محبت خالقی که از نگاهی بیم داری؟

لینک کوتاه : http://kashkuleraz.com/?p=700
  • نویسنده : کاظمی شیخ شبانی
  • ارسال توسط :
  • منبع : کشکول راز
  • 186 بازدید
  • بدون دیدگاه

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.