کشکول راز

کشکول راز

سعی شده مطالب مستندارائه گردد.کپی برداری وانتشار مطالب باذکر صلواتی برروح نویسنده آزاداست طول عمر امام زمان عج ⋆ کشکول راز | کشکول راز
افزونه جلالی را نصب کنید. 21 رجب 1442 Thursday, 4 March , 2021
4
طول عمر امام زمان عج

طول عمر امام زمان عج

  • کد پسـت : 725
  • 28 مارس 2020
طول عمر امام زمان عج
اگر امام مهدي(عج) انساني زنده است كه در طول يازده قرن با نسل هاي پياپي هم عصر بوده و در قيد حيات به سربرده، چگونه توانسته چنين عمر طولاني و دراز مدتي را به دست آورد؟ اساساً چگونه مي توان پذيرفت، وي از گستره شمول قوانين طبيعي و زيست شناختي موجب پيري و ناتواني و سرانجام مرگ، بركنار مانده است؟ جهت پاسخگويي به اين شبهه، بايد نخست به شكل كلي مسأله« امكان تداوم حيات» را بررسي كنيم.

طول عمر امام مهدي (عج) از مهمترين شبهاتي است كه منكران آن در رابطه با مسئله مهدويت مطرح كرده و از قرون اوليه پس از غيبت تا كنون همواره به ترويج آن همت گماشته اند. سئوال اين است كه:
اگر امام مهدي(عج) انساني زنده است كه در طول يازده قرن با نسل هاي پياپي هم عصر بوده و در قيد حيات به سربرده، چگونه توانسته چنين عمر طولاني و دراز مدتي را به دست آورد؟ اساساً چگونه مي توان پذيرفت، وي از گستره شمول قوانين طبيعي و زيست شناختي موجب پيري و ناتواني و سرانجام مرگ، بركنار مانده است؟
جهت پاسخگويي به اين شبهه، بايد نخست به شكل كلي مسأله« امكان تداوم حيات» را بررسي كنيم.
براي «امكان» سه نوع مي توان در نظر گرفت:
1 ـ «امكان عملي»؛ در خصوص پديده هاي ممكني است كه عملاً و بالفعل تحقق يافته اند.
2 ـ «امكان علمي»؛ در خصوص پديده اي كه صرفاً از نظر علمي ممكن شناخته شده است. (يعني دانش بشري وقوع آن را محال ارزيابي نميكند.) مطرح مي گردد.
3 ـ «امكان منطقي»؛ اين اصطلاح در مورد اموري كه عقل آن ها را محال و غير قابل تحقق نمي شمارد، عنوان مي شود.
اكنون بحث مورد نظر خود را در قالب« امكان منطقي» تعقيب مي كنيم، پرسش اين است كه آيا صدها سال ادامه يافتن عمر يك انسان از جهت «امكان منطقي» قابل پذيرش است يا نه؟
پاسخ: آري! قطعاً قابل پذيرش است و برخورداري از عمر فوق طبيعي در دايره محالات عقيله قرار ندارد؛ هر چند كه براي ما ملموس و محسوس نيست. تاريخ دانان و وقايع نگاران متعددي، حكايات و رخ دادهايي را در اين باب به ثبت رسانده اند و برخي نشريات علمي نيز، مواردي از اين دست را گزارش كرده اند كه بدين ترتيب زمينه اي براي انكار و بعيد شمردن آن باقي نمي ماند. افزون بر آن كه اين ناباوري در مورد انسان مسلمان با شنيدن سروش وحي از كلام الله مجيد، به كلّي از ميان مي رود، آن جا كه درباره نوح نبي(ع) ميفرمايد:
«بي ترديد ما نوح را به سوي قومش فرستاديم، پس در ميان آن ها نهصد و پنجاه سال درنگ كرد.»
براي روشن تر شدن موضوع مثالي ذكر مي كنيم؛ چنانچه فردي ادّعا كند كه من مي توانم بر روي آب اين نهر راه بروم و از آن عبور كنم يا بگويد: من قادرم از درون شعله‌هاي آتش بدون هيچ مانعي بگذرم، شايسته است كه شنوندگان، چنين ادعايي را باور نكرده و آن را نشدني تلقي كنند، اما اگر اين فرد مدعي، در عمل نشان داد كه سخن به گزاف نگفته است و واقعاً طبق ادعاي خود از روي رودي عبور كند يا از آتش بگذرد، آن گاه ناباوري و انكار مخاطبان از ميان خواهد رفت. اگر فرد دومي بيايد و چنان ادّعايي را تكرار كند، واضح است كه از شدت انكار و عدم پذيرش اوليه آن عده، به شكل جدي كاسته مي شود و همين طور اگر شخص سوم و چهارمي نيز بدان ترتيب عمل كنند؛ در هر باز ميزان انكار و تحاشي ايشان به شدت كاهش خواهد يافت تا جايي كه كاملاً از ميان برود.
موضوع طول عمر امام مهدي(عج) نيز اين گونه است، ما شاهديم كه قرآن كريم از حضرت نوح(ع) خبر مي دهد كه نهصد و پنجاه سال زيسته است كه اين مقدار پيش از مبعوث شدن آن جناب است و همچنين مي فرمايد: حضرت عيسي(ع) از دنيا نرفته، بلكه خداوند او را به نزد خويش خوانده است:
و گفته ايشان كه ما مسيح، عيسي بن مريم پيامبر خدا را كشتيم حال آنكه او را نكشتند و به دار نياويختند لكن امر بر آنان مشتبه شد و كساني كه درباره او اختلاف كردند، قطعاً در مورد آن دچار شك شده اند و هيچ علمي بدان ندارند، جز آنكه از گمان پيروي مي كنند و يقيناً او را نكشتند بلكه خدا او را به سوي خود، بالا برد و خدا توانا و حكيم است.
همچنين در احاديث صحيح بخاري و صحيح مسلم آمده است كه عيسي بن مريم به زمين هبوط خواهد كرد و نيز در آن دو وارد شده كه دجال موجود و زنده است.
فخر رازي مي گويد:
برخي از پزشكان گفته اند: عمر آدمي از 120 سال نمي تواند تجاوز كند. اين آيه برخلاف اين نظريه دلالت مي كند و عقل نيز موافق مفاد آيه است. زيرا بقاياي تركيب بدن آدمي في حدّ نفسه ممكن است و گرنه نمي پائيد، چه آن كه اگر علت تحقق آن واجب الوجود باشد، دوام آن روشن خواهد بود و اگر غير واجب الوجود باشد، علت آن به واجب الوجود منتهي مي گردد كه باقي و جاودان است. پس بنابر اين بقا، ذاتاً ممكن است و باقي نماندنش قطعاً به جهت عارض خارجي است، اما مي دانيم كه «عارض» ممكن العدم است و گرنه به اين مقدار باقي نمي ماند. زيرا«عارض» مانع آن هر آينه واجب الوجود مي بود. بر اين اساس، مشخص شد كه سخن اين عده از پزشكان برخلاف نقل و عقل است.
اما در بخش« امكان عقلي» نيز اين پرسش مطرح است؛ آيا تداوم بخشيدن به حيات آدمي به ميزان فوق عادي، امروزه عملاً براي ما ممكن است؟ آيا تجارب انساني بدين سئوال پاسخ مثبت ميدهند؟
پاسخ: تجارب بشري با به كارگيري امكانات فعلي و در شرايط موجود، تا كنون در اين زمينه توفيقي به دست نياورده است؛ يعني، دانشمندان تا به حال نتوانسته اند عمر آدمي را تا دو يا سه برابر ميزان طبيعي و عادي، افزايش دهند؛ اما اين امر نمي تواند بيانگر عدم امكان بهره مندي فردي معين از عمر فوق طبيعي باشد. زيرا اين تلاش ها همگي توسط خود آدمي انجام گرفته است. در حالي كه زنده كردن و ميراندن و طول عمر بخشيدن به دست خداوند سبحان است و دخالت انسان در سرنوشت يك فرد و طولاني ساختن عمر او آن هم بر خلاف تقدير الهي، ناممكن است.
آري! خداوند سبحان اسباب تداوم بخش حيات دير زيان را تا زمان فرارسيدن أجل آنان فراهم مي¬سازد و نقش علم در اين ميان، تنها كشف و شناخت آن اسباب است نه بيشتر، چون ابداع اسباب انساني جديد در توان آدمي و در تيررس دانش بشري نيست و اين اسباب تنها به دست حضرت مسبب الاسباب است.
همچنين درباره مفهوم « امكان علمي»، اين سئوال مطرح است؛ آيا از نظر علمي، طول عمر فوق طبيعي آدمي، پديده اي امكان پذير است؟ در پاسخ بايد گفت:
اولاً ـ جواب علم به اين سئوال مثبت است، شواهد و ارقام زيادي بر اني مهم، صحه مي¬گذارند كه به چند نمونه از آن ها اشاره مي كنيم:
1 ـ تجارب و شواهد علمي در باب امكان پذير بودن عمر طولاني و فوق طبيعي داشتن انسان، رو به ازدياد است و اين نمونه ها براي نقض قانون«پيري»، قاطع و جدّي مي نمايند. در مجله مصري المقتطف، جزء دوم از مجلد 59، كه به تاريخ آگوست 1921 ميلادي مطابق با 26 ذي القعده الحرام سال 1339 هجري، منتشر گشته است، در صفحه 26 تحت عنوان«جاودانگي انسان بر روي كره زمين» مطلبي بدين صورت آمده است:
استاد ريموند بول(يكي از اساتيد دانشگاه جونز هبكينس امريكا) مي گويد: از خلال نتايج برخي آزمايش هاي علمي، چنين برمي آيد كه اجزاي جسم انسان از امكان و قابليت خاصي براي زنده ماندن دراز مدت برخوردارند. بر اين اساس، كاملاً ممكن است كه عمر آدمي تا يكصد سال به درازا بيانجامد و اگر مانعي در كار نباشد، گاه تا هزار سال نيز، امكان ادامه حيات وجود دارد.
همين مجله در شماره سوم از سال 59 خود، در صفحه 239 مي نويسد:
دانشمندان مي گويند: تدوام حيات آدمي تا هزاران سال، امري كاملاً امكان پذير است. مشروط بر اين كه مانعي بر روند طبيعي حيات او، تحميل نشود كه ريسمان زندگاني وي را از هم بگسلد و اين سخن ايشان، صرف يك حدس و گمان نيست، بلكه دست آوردي علمي است كه توسط آزمايش و تجربه تأييد شده است.
اين مقدار در تأييد امكان عملي حيات دراز مدت كه دانشمندان سعي در اثبات آن دارند، كافي به نظر مي رسد.
2 ـ كتابي اخيراً تحت عنوان حقايقي شگفت تر از خيال توسط«موسسه الايمان» در بيروت«دارالرشيد» در دمشق انتشار يافته است. در صفحه 24 از جلد اول آن چنين مي¬خوانيم:
بيراير در سال 1955 در سرزمين مادرزادي خود «مونتريا» به سن 166 سالگي از دنيا رفت و تمام آشنايان وي و نيز دفاتر ثبت شهرداري، بر مدت عمر او شهادت دادند. بيريرا به روشني توانست حادثه«كاراجينا» ـ كه به سال 1815 ميلادي رخ داده بود ـ را به ياد آورد! در پايان عمر خود، وي را به «نيويورك» انتقال دادند و عده اي از پزشكان متخصص او را معاينه كردند و فشار خون او چون فشار خون طبيعي يك مرد جوان و نبض وي را عادري و قلبش را در كمال صحت يافتند و در عين حال اعتراف كردند كه او مرد كهنسالي است كه بيش از 150 سال از عمرش مي گذرد.
و در صفحه 23 نيز ذكر شده كه توماس بار، 152 سال زيسته است.
افزون براين ها، سجستاني نيز در كتاب خود« المعمرون» نام بسياري از افراد ديرزي را ذكر كرده كه سن برخي از 500 سال نيز فراتر رفته است!
3 ـ آزمايش ها و تحقيقات پزشكان درباره پيري و علل مرگ، گفت و گوها و موفقيت هاي هر چند محدود آنان در راه تداوم بخشيدن به حيات آدمي و ازدياد عمر متوسط او، مي¬تواند دليلي بر اصل امكان اين پديده به شمار آيد، وگرنه اين تلاش هاي طاقت فرساي اطبا، همگي بيهوده و غير عقلايي خواهد بود.
در پرتو اين حقايق، هيچ دليل منطقي و عقل پسندي براي انكار و ناباوري نسبت به حيات امام مهدي(عج) باقي نمي ماند و تنها يك احتمال وجود دارد كه برخورداري از طول عمر فوق طبيعي، عملاً و بالعيان در وجود مبارك امام مهدي(عج) تحقق يافته باشد و بدين ترتيب وجود شريف حضرت بر«علم» پيشي گرفته است. بر اين اساس، «امكان علمي» به «امكان عملي» تبديل شده است. پيش از اينكه علم بتواند به سطح توانايي عملي برسد و اين، مطلبي است كه توجيه عقلي و منطقي براي انكار آن وجود ندارد؛ زيرا نظير قضيه فردي است كه، پيش از دانش پزشكي، بر كشف داروي سرطان توفيق يابد كه چنين سبقت هايي در بستر تفكر اسلامي، بارها رخ داده است.
آري! اين قرآن كريم است كه به حقايق علمي بسياري درباره جهان طبيعت و انسان اشاره كرده است، كه علوم تجربي معاصر پس از قرن ها گاهي به پرده برداري از چهره آن نايل مي شوند و اساساً چرا راه دور برويم. در حالي كه كتاب آسماني آخرين دين توحيدي؛ يعني قران مجيد در پيش روي ما با ذكر طول عمر حضرت نوح(ع) به امكان عملي آن تصريح مي¬ورزد.
همچنين احاديث نبوي به وجود افرادي مانند خضر نبي(ع) عيسي (ع) و دجال كه در طول قرون متمادي زنده بوده اند(طبق روايات جساسه كه مسلم آن را در صحيح خود آورده است) تصريح مي ورزد.
اكنون سئوال اين است كه از چه روي بايد به وجود اين قبيل اشخاصي كه نقشي در آينده اسلام ندارند به جز حضرت عيسي(ع) كه طبق احاديث زيادي مددكاري امام مهدي (عج) و فرمانده سپاه وي خواهد بود ايمان و اعتقاد داشته باشيم و از طرف ديگر، منكر حيات امام مهدي(عج) شويم كه داراي بزرگترين نقش و رسالت در آينده اسلام و جهان است و دنيا را به خواست خدا، از عدل و داد پرخواهد ساخت و عيسي(ع) باز خواهد گشت تا پشت سر وي نماز بخواند؟!
ثانياً ـ اگر«قانون پيري» را قانوني تخلف ناپذير و از مسلمات علمي به شمار آورده و بيش از عمر طبيعي استقرايي و تجربي بدانيم، آن گاه مسئله درباره عمر شريف امام مهدي(عج) از سنخ«معجزه» خواهد بود كه داراي نظايري در تاريخ ديني ماست.
از طرفي اين قضيه، براي فرد مسلماني كه ايده ها و اعتقادات خود را از قرآن كريم و سنت شريف دريافت مي كند، نمي تواند به دور از باور و غير قابل قبول باشد زيرا وي قوانين طبيعي مستحكم تر و تخلف ناپذيرتري را مي يابد كه طبق منطق وحي، در مواردي به اذن و مشيت الهي تعطيل شده اند؛ همان گونه كه درباره حضرت ابراهيم(ع) و به آتش افكنده شدن او و عنايت خداوند در نجات يابي معجزه وار وي مي فرمايد:
ما گفتيم: اي آتش! بر ابراهيم سرد و سلامت باش. و امثال اين معجزه از انبياء و كرامات اولياء، امروزه در پرتو داده هاي نوين علمي و دست آوردهاي عظيم و فن آوري پيشرفته و پيچيده كنوني، به يقين در چارچوب مفهوم ديني خود بهتر فهميده مي¬شوند.
اكنون ما با اكتشافات و اختراعاتي روبرو هستيم كه اگر در اعصار پيشين از آنها سخن به ميان مي آمد، آن را شديداً انكار مي كرديم. در حالي كه اكنون آن ها در پيش روي ماست و آن ها را به كار مي گيريم، براي مثال درباره«تلويزيون» اين نكته قابل توجه است كه در روايات باب «ملاحم» فتنه ها و حادثه ها» آمده است: «در آخر الزمان فردي كه در مشرق به سر مي برد، شخص مستقر در مغرب را مي بيند و كلام وي را مي شنود». چه بسا برخي چنين امري را به نوعي نامعقول تلقي مي كردند، با آن كه امروزه ما به راي العين آن را مي بينيم و بدان شهادت مي دهيم.
بر اين اساس، معتقديم: انكار و عدم پذيرش يك پديده به صرف عدم وجود نمونه و نظير محسوس براي آن، به لحاظ منطقي و علمي كاملاً نادرست است و امروزه شواهد گويايي براي تأييد اين سخن در دست است. مانند روايات موجود در ميراث فرهنگي ما كه از قرنها پيش، تحقق يافتن اختراعات علمي جديد را خبر داده اند، همچنين احاديثي كه از معجزه ظهور امام مهدي(عج) ياد كرده اند، به شكلي كه جزئيات عنوان شده در آنها، با دست آوردهاي تمدن معاصر كاملاً انطباق دارد.
هنگامي كه قائم ما ظهور كند، خداي سبحان شعاع ديد و شنوايي شيعيان ما را توسعه مي دهد، به گونه اي كه ميان ايشان و قائم، به مقدار يك«بريد» هم فاصله نمي ماند، صداي او را مي شنوند و وي را در همان مكان خودش مشاهده مي كنند.


پي نوشت ها:
1 . به نقل از کتاب در انتظار ققنوس، نوشته سید ثامر هاشم الحمیدی، ترجمه مهدی علیزاده.
2 . این شبهه از چند قرن پیش، در کتب عقاید، مطرح شده و بزرگان شیعه نیز به آن پاسخ داده اند .
3 .عنکبوت/14.
4 . نساء /157-158
5 . در مورد احادیث نزول عیسی(ع) و احادیث خروج دجال در صحیحین به طور مشروح در فصل سوم سخن گفتیم و عقیده راسخ اهل سنت به زنده ماندن دجال تا آخرالزمان و نزول عیسی(ع) برای یاری امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در کشتن وی را بیان کردیم. ر.ک:فصل سوم”تمسک به خالی بودن صحیحین از احادیث المهدی”.
6. تفسیر کبیر/ فخر رازی/ ج25/ص 42
7 . بحث حول المهدی/ آیت الله شهید سید محمد باقر صدر/ ص 26 ـ 30 (با اندکی تصرف و تلخیص).
8. پنج تن از شارحان صحیح بخاری ـ چنانچه مشروح آن در ابتدای فصل سوم گذشت ـ بدین مطلب، اعتراف کرده اند.
9. انبیاء /69
10. الکافی/ ج8/ ص201/ح329.

لینک کوتاه : http://kashkuleraz.com/?p=725
  • نویسنده : کاظمی شیخ شبانی
  • ارسال توسط :
  • منبع : صحیحین- تفسیر کبیر
  • 345 بازدید
  • بدون دیدگاه

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.